همانطوري که ميدانيد اشتغال بانوان در اجتماع به سه دسته نامساوي تقسيمبندي ميشود!
دسته اول، دسته دوم و از همه مهمتر دسته سوم!
دسته اول شغلهايي هستند که خانمها به خوبي و بهتر از آقايان از عهده آن برميآيند مثل زبونم لال گلاب به روتون خانهداري و نگهداري و تربيت فرزندان و آشپزي و ... (دور از جون شما البته!)
دسته دوم شغلهايي هستند که به طور مشترک هم آقايان وخانمها از عهده آن برميآيند؛ که البته بنا به دلايلي نامعلوم و ناشناخته! معمولا در اين شغلها خانمها به آقايان ترجيح داده ميشوند.
دسته سوم هم شغلهايي هستند که عمرنات پتاسيم! خانمها از پس آن برنميآيند؛ مثل قصاب و راننده کاميون! و ... (به دليل نياز مبرمي که اين دسته مشاغل به سبيل دارند!)
البته راننده تاکسي از اين مسئله مستثني است و خانمهاي زيادي در اجتماع هستند که به اين شغل شريف مشغولند که از جمله آنها دنيا خانم ميباشد! بزرگي در اين زمينه ميگويد: "وايسا دنيا! وايسا دنيا! من ميخوام پياده شم"! (فک کنم منظورش از بزرگ رضا صادقي باشه!)
البته فعاليت خانمها فقط در همين سه جبهه خلاصه نميشود. بلکه محل اصلي عرض اندام و به عبارت صحيحتر پوززني اين قشر آسيبپذير و مظلوم! از آقايان، عرصه علم و دانش و کنکور و دانشگاه و از اينجور حرفها است. به طوري که پيشبيني ميشود در آينده نه چندان دور نسل پسرهاي تحصيل کرده منقرض گردد !!!
.
.
.
.
پسر در مراسم خواستگاري: من بيکارم، سواد هم ندارم، هيچيام ندارم ولي در عوض عاشق دخترتونم(خانم دکتر و ميگه!) و به هر قيمتي که شده ميخواهم باهاش ازدواج کنم. هر سنگي هم که بندازين جلوي پام اونو بر ميدارم!
بووووووومب!
(به دليل دلخرلش بودن ما وقع! از نشان دادن اين صحنه معذوريم!)
پسر: بابا جون گفتم سنگ رو بندازين جلو پام نه رو سرم!
بقیه در ادامه مطلب...
ادامه مطلب
